تبليغاتX

سایت رسمی نادر دستنشان بازیاب
بازیاب

نقد فرهنگی ورزشی


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

تغییر چهره

بالاخره انتظارها به پایان رسید و فوتبالدوستان بوشهری از خوابی ۲۰ ساله بیدار شدند و به عملکرد آبرومندانه نماینده شهرشان امیدوار گردیدند. اینکه شاهین بوشهر در حال حاضر به کمتر تیمی از پیش باخته است و حتی در بازیهای خانگی برای برد به زمین میرود اتفاقی بسیار جالب و میمون است که نگاه منتقدان تهرانی و ورزشی نویس را متوجه فوتبال بوشهر خواهد کرد.ادامه روند رو به رشد شاهین حداقل سود و فایده ای که برای مردم این دیار خواهد داشت شور و حال از دست رفته و رکود بازار فوتبال در استان و شادی زایدالوصفی است که در بازی با مس کرمان شاهد آن بودیم و انعکاس بسیار جالبی در رسانه های داخلی و خارجی داشت.

سه شنبه 7 مهر1388 توسط فرامرز تابش |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

شاهین لیگ برتر

شاهین بوشهر با مربی جدید و کارکشته و باتجربه خود و با بازیکنان بی تجربه و یا بعضا کم انگیزه خود دوران سختی را باید پشت سر بگذارد تا هم تیم شود و هم آروداری کند و هم در لیگ بماند و خیلی هم .........های دیگر!

با استقبال گرم تماشاگران بوشهری هم از بازی و تیم حریف (البته با ترقه و لوازم آتش بازی مخصوص مراسم جشن و عروسی و شادی!!!!) بزودی شاهد محرومیت های سنگینتری خواهیم بود...

گرمای هوای بوشهر اول از همه گریبان بازیکنان خودمان را گرفته تا حدیکه یکی از بازیکنان خارجی از ابتدای بازی با هیکل کاملا خیس و آبکشیده وارد زمین شده و دل هر تماشاگری برای او بدرد می آید و البته با این اوضاع انتظار دوندگی و فعالیت و حتی یک شوت به سبک چند سال قبل در تیم(...........) از او ندارد.از حق که نگذریم دو بازیکن سیاهپوست بسیار دونده و درگیرانه بازی می کنند و از خجالت دیگر هم تیمیها در می آیند.

شنبه 21 شهریور1388 توسط فرامرز تابش |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

استادیوم بوشهر

روز جمعه برای تماشای بازی شاهین و ابومسلم مشهد به استادیوم شهید بهشتی بوشهر رفتیم.چشمتان روز بد نبیند!!!!نزدیک بود به جرم اغتشاش و آشوب و تلاش سیاسی بازداشت شویم!!؟؟؟ البته از سهمیه گاز اشک آور بی نصیب نشدیم..نهایتا با تحمل فشارهای شدید و تکان های هولناک از زیر دست و پای مشتاقان فوتبال!!!! گذشته و به داخل رفتیم.هر چند با لطف یکی از دوستان بعنوان خبرنگار در جایگاه اصلی (بی خبرنگار) نشستیم ولی نکته جالب سکوی خالی کناری بود که به قول مسئولان محترم فوتبال بوشهر اختصاص به تیم میهمان داشت (تعداد میهمانان مشهدی ۵ نفر هم نبود)و انبوه جمعیت سرگردان پشت میله و درب های بسته در حسرت فوتبال لیگ برتری ماندند.فرق ما با آنها این بود که ما  از بازی و بازیکنان حرص می خوردیم ....ولی انها فقط مسئولان را مورد لطف قرار می دادند.

امیدوارم تا این علاقه و عطش فوتبالدوستان بوشهری دوباره چند سالی فروکش نکرده و استادیوم گریز نشده اند فکری بحال این معظل کرد.

شنبه 21 شهریور1388 توسط فرامرز تابش |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

زندگینامه افشین قطبی

زندگينامه افشين قطبي چاپ
۱۶ خرداد ۱۳۸۷
Image

 سيد افشين قطبي فرزند سيد محمد قطبي در نوزدهم بهمن 1342 (8 فوريه 1964)٬ در شيراز به دنيا آمد.
قطبي تا سال 1357 در ايران زندگي مي‌كرد.او از سال 1360 تا سال 1370 در باشگاه‌هاي آليتاليا٬ آتوباهن٬ ولي ايگلز و فلايرز آمريكا بازي كرده و بعد از آن تا سال 1376 در دانشگاه لس آنجلس بازيكن بوده و صاحب مدرك مربيگري حرفه‌اي A شده است. او از (UCLA دانشگاه كاليفرنيا در لس آنجلس) درجه مهندسي برق گرفته است.

بازي٬ مربيگري و مدرسه فوتبال . . .
افشين قطبي وقتي بازي در تيم فوتبال UCLA٬ دانشگاه لس آنجلس را در سن 18 سالگي (سال 1981) آغاز كرد٬ فوتبال در آمريكا هنوز موضوع مهمي نبود.او چهار سال در اين تيم بازي كرد و همزمان با آن به آموزش مربيگري فوتبال پرداخت و از سال 1363 تا سال 1367 (1984 تا 1988)٬ سرمربي تيم فوتبال زنان دانشگاه UCLA شد. او از سال 1367 همراه با گروهي ديگر در مدرسه تربيت فوتباليست‌هاي نوجوان(AGSS) شروع به كار كرد. اين مدرسه فوتباليست‌هاي نوجوان را تربيت مي‌كرد و از آنان بازيكناني در سطح بين‌المللي مي‌ساخت. جان اوبراين بازيكن تيم آ‍‍ژاكس و بسياري ديگر از كساني كه اين مدرسه را گذراندند٬ بعد‌ها در تيم‌هاي مهم فوتبال جهان به چهره‌هاي مهم فوتبال تبديل شدند.افشين قطبي كه 13 سال در اين مدرسه به تربيت فوتباليست مي‌پرداخت٬ با "بورا ميلوتينوويچ" مربي سرشناس يوگسلاو(صرب) آشنا شد. او از بورا كه بعداً دوست مهم دوران زندگي‌اش شد٬ در اين مدرسه براي تربيت بچه‌ها استفاده مي‌كرد. آن‌ها هر سال فوتباليست‌هاي جوان اين مدرسه را براي بازي‌هاي دوستانه وآشنايي با فوتبال اروپا به كشور‌هاي مختلف اروپايي مي‌آوردند. مدرسه AGSS در سال 2002 تعطيل شد. اين مدرسه همچنين از مربياني مانند پيم وربيك٬ گاس هيدينگ و استيو سمپسون استفاده مي‌كرد.استيو سمپسون يكي از اولين مربياني بود كه از كامپيوتر و تكنولوژي‌ جديد براي ارتقاي آموزش و مدل سازي براي برنامه ريزي در مسابقات حرفه‌اي استفاده كرد. افشين قطبي بعدها در رهبري تيم ملي كره جنوبي از اين تكنيك استفاده كرد.

يك ايراني در رهبري تيم ملي آمريك
از سال 1997 افشين قطبي وارد كادر فني مربيگري تيم ملي آمريكا شد. يك سال بعد٬ او جزو گروهي بود كه علاوه بر عضويت در هيات فني٬ گزينشگر ارشد بازيكنان تيم ملي آمريكا در جام جهاني 1998 بود. وقتي قرعه‌كشي مسابقات انجام شد و معلوم شد تيم ملي ايران و تيم ملي آمريكا در يك گروه قرار دارند٬ مربي ايراني تيم ملي آمريكا دچار بحران شد. افشين قطبي مي‌گويد:"من عاشق كشورم ايران و مردم آن هستم٬ اما در آن زمان در تيم ملي آمريكا مسئوليت مربيگري داشتم. وقتي متوجه شدم ايران و آمريكا در يك گروه هستند٬ دچار بحران احساسي شديدي شدم. از يك طرف در قلبم احساس مي‌كردم كه ايراني‌ام٬ از سوي ديگر بايد تلاش مي‌كردم وظيفه تخصصي‌ام را به عنوان يك مربي بر حس وطن پرستي كه در من قوي است٬ ترجيح دهم. بورا ميلوتينوويچ در اين مورد به من كمك كرد. او بارها مربي تيم‌هايي بود كه رودرروي تيم ملي كشور خودش قرار مي‌گرفتند. من مي‌دانستم كه تيم ملي ايران چهره‌هاي بسيار مهمي دارد٬ علي دائي شگفت انگيز بود٬ كريم باقري در بازي‌هاي كوتاه و توپ‌هاي بلند مهارت بسياري داشت٬ مهدوي كيا يكي از بهترين گوش‌هاي دنيا بود٬ و وسط كريم باقري و دائي٬ خداداد عزيزي بود كه فني٬ خلاق و غير قابل پيش بيني بود. مهم‌تر از همه تيم ملي ايران بود كه همه اعضايش در خدمت تيم بودند. "

نمي دانستم گريه كنم يا هوورا بكشم؟!
افشين قطبي احساس خودش را دز زمان بازي ايران و آمريكا چنين گفته است:"به من هشدار داده شده بود كه به گذشته ايراني‌ام فكر نكنم. وقتي وارد استاديوم شدم با تشويق حيرت انگيز ايرانياني كه حداكثر استاديوم را پر كرده بودند مواجه شديم. ديدن اين صحنه به هر كسي كه ايراني بود احساسي از غرور مي‌داد و من هم يك ايراني بودم. وقتي توپ به طرف استيلي رفت٬ مي‌دانستم چه اتفاقي مي‌افتد و وقتي استيلي گل زد٬ نمي‌دانستم بايد چه كار كنم٬ گريه كنم يا هوورا بكشم؟! نشستم و به روبرو خيره شدم. آن روز تمام مردم ايران در كشور از تيم ايران حمايت مي‌كردند و اين پيروزي به آنها روحيه داده بود."

كره جنوبي و يك چهارم نهايي 2002
افشين قطبي پس از بازي‌هاي جام جهاني 1998 به آژاكس آمستردام رفت و مدتي در آنجا مشاور فني بود٬ سپس مدتي همين كار را در تيم‌هاي گالاكسي لس آنجلس٬ KFA كره جنوبي و انجمن فوتبال چين انجام داد. او پس از آشنايي با فوتبال كره جنوبي از سال 2001 همراه با گوس هيدينگ سرمربي تيم ملي كره جنوبي براي آماده كردن تيم اين كشور در جام جهاني 2002 به كره رفت. او تحليل‌گر فني گوس هيدينگ بود. افشين قطبي در مورد كارش در جام جهاني 2002 گفته است:"در جام جهاني 2002 من مدل تاكتيكي همه تيم‌هاي گروه را در كامپيوتر ساختم و از اين طريق تيم و گروه مربيان بازي‌ها را هدايت مي‌كردم. " او از ارزش‌ها و مفاهيم علمي در مربيگري استفاده مي‌كند. تيم كره جنوبي در سال 2002 موفق شد تيم چهارم جام جهاني 2002 شود.
مربي ايراني الاصل٬ بار ديگر به شرق آسيا بازگشت٬ اما اين بار در سمت مربي تيم ملي كره جنوبي و از آن روز‌ها بود كه قطبي در رسانه‌هاي ايراني مطرح و نامش در آن‌ها درج شد٬ در صورتيكه تا پيش از آن كمتر فوتبال دوست وطني٬ او را مي‌شناخت.
بيشترين تاثير بر وي را بورا ميلوتينوويچ داشته است. كو آدريانز(سرمربي سابق پورتو) و گاس هيدينك (سرمربي كره جنوبي در سال 2002) نيز در پرورش فكري قطبي تاثير ويژه‌اي داشته‌اند.

بازگشت به ايران . . .
در سال 2007 به دنبال دعوت سرپرستان تيم پرسپوليس٬ افشين قطبي پس از سي سال وارد تهران شد و با گروهي فراوان از طرفداران پرسپوليس و مادري كه سي سال بود فرزندش را نديده بود٬ مواجه شد.
او همچنين به عنوان مشاور فني تيم‌هايي مانند: آژاكس آمستردام٬ گالاكسي لس آنجلس٬ اوميا آريجاي ژاپن٬ KFA كره و انجمن فوتبال چين كار كرده ‌است. قطبي به عنوان مربي٬ با تفكر هجومي شهرت دارد.

به قول خودش فوتبال را با توپ پلاستيكي و روي زمين‌هاي آسفالت تهران آغاز كرده بود٬ از زمان نوجواني به فوتبال علاقه داشت. قطبي گفته است:"فوتبال در روزهاي نوجواني عشق من و راه زندگي من بود. تيم‌هاي تاج و پرسپوليس را دوست داشتم و علي پروين و ناصر حجازي بازيكنان محبوب من بودند."


-------------------------------

منبع :
www.fcpersepolis.ir

سه شنبه 30 مهر1387 توسط فرامرز تابش |




tabesh85@gmail.com

RSS 2.0

Design By Parstheme